لغت نامه دهخدا حرف پ

با یک نگاه مختصر به آن بهمن بزرگ میتوان دریافت که چرا علم کوه در زمستان خطرناکترین قله ایران است و تیم ما با آگاهی قبلی و با اطلاعاتی که از پیشکسوتانی چون آقای رسول نقوی و دیگر دوستانمان از جمله آقای دارابی گرفته بودیم می دانستیم که شرایط منطقه چگونه است . چرا آب دریاها برای آشامیدن و کشاورزی مناسب نیست را از سایت هاب گرام دریافت کنید. این دژ که بر تپه ای دروسط املاک محمدآباد کنونی قرار دارد وامروز جز ویرانه های آن چیز دیگری باقی نمانده وآبیاری این ملکبوسیله یک رشته قنات که از دامنه کوههای مشهور به سرکان حفر شده ومظهر آن در محلی به نام خاک سفید بوده و هنوز در سالهای پر آبی به صورت چشمه ای جوشان ظاهر می شود جوی آب دیگری از غرب روستای سرکان از آبهای دامنه کوه های مربوط به سرکان جمع آوری می شده و از شرق روستای باباپیر کنونی وارد دشت محمدآباد می شده.در گذر زمان حکومتهای فوُدالی و خان خانی پس از دفن شخصی که هویت او هنوز معلوم نیست در محل کنونی به نام باباپیر مردمی مهاجر در آنجا ساکن می شوند و بعدها این جوی را به خود اختصاص می دهند .بعد از گذشت صدها سال مجدداً شخصی از همین کرزانیها به نام رحیم مشهور به رحیم کرزانی آن جوی را مرمت و بازسازی می کند و به املاک آباء و اجدادیش جاری می سازد.درسال 1343 منازعه ای بر سر این آب بین مردم سرکان وباباپیر پیش آمد که دادگاه بر اساس مستندات وشواهد تاریخی رای را به نفع مردم روستای باباپیر صادر کرد و برای همیشه این پرونده مختومه گردید وحق به حق داررسید.این قلعه مرکز گرد آوری سپاه -جمع آوری محصول و توضیع آن بین سپاهیان ومردم عادی که بر اساس قوانین آن روز عمل میشده بود.

9-زندگی مردم قدیم بر اساس اقتصادکشاورزی و چوپانی و دامداری بوده نه صنعتی امروز،بنابراین هرکسی که ازفرزندبیشتری برخورداربوده بویژه فرزندان پسر،معیشت بیشتر و بهتری داشت.ضمناًًاز هر ده کود ک خانواده چهاریاپنج تای آن دراثربیماریهای ناشناخته می مردند. 2-قنداقه کردن نوزاد در کرزان بر اساس سنت دیر ین. اگر چه هویت کاغذین تو را محاجمان تاریخ به فرماندهی مروان حمار حکمران کرزان به آتش کشیدند اما نتوانستند هویت ایرانی بودنت وکرزانی بودنت را بسوزانند. مردمی که به حکم عقل به ندای اسلام پاسخ داده بودند وناعدالتی های خسرو پرویز یزگرد و جنگهای داخلی اورابااعوان خود خصوصاً بهرام چوبینه شوهر خواهرش و شیرویه،وظلم وجورحکام رابرای دادن سرباز وآذوقه دیده بودند وندای برابری و برادری اسلام را نیز شنیده بودند وباتوجه به جمیع جهات اسلام را پذیرا شده و خبر درگیریهای خونینی راازشبه جزیره عربستان بر سر تعیین حاکم و حکمران بر دنیای اسلام را نیز می شنیدند.کریستین سن نویسنده کتاب مشهور امام حسین وایران می نویسد:امام حسین(ع) نامه های زیادی به بلاد مسلمان نشین نوشت وفضاحت بنی امیه رارو کرد.

ساعت حدود 10:30 بود که آقای موسوی سرپرست تیم همدان تماس گرفت و خبر از فرود تیمشان از سرچال به ونداربن داد و ما نیز به رسم میهمان نوازی چند نفری را به استقبال شان فرستادیم و بقیه نیز مشغول نظافت آشپزخانه قرارگاه و تهیه غذا برای ناهار خودمان و آن ها شدیم . اما همیشه جواب هایی که از بزرگان می شنیدم پاسخ هایی نبود که مورد پرسش قرار گرفته بودند.کتاب هایی که داشتیم وبزرگان فامیل نیز داشتند و برای مطالعه آنها هیچ گونه محدودیتی نداشتیم.همه اینها پاسخگوی ذهن کنجکاوم نبودند.خداراسپاس که به قول سعدی شیرازی:همه ی قبیله ی من عالمان دین بودند و در علوم نظری وعملی شیمیاوکیمیاو پزشکی ونجوم وتاریخ وجغرافیانیز دستی داشتندوالحق در حقم هیچ دریغی نداشتند .دوران ابتدایی تحصیل در دبستان کرزان سپری شد.دوران متوسط در شهر تویسرکان نیز علی رغم اینکه سرپرست کتابخانه ی دبیرستان محل تحصیلم بودم سپری شد ولی پاسخی برای خیلی از پرسش های درونم نیافتم.دوران تحصیلات عالی در تهران نیز به طور شبانه و کار روزانه فرصتی برای یافتن پاسخهای سوالهای درون نبود.

پونک محله ای در منطقه 5 تهران است، این محله از شمال به بزرگراه نیایش، از غرب به بزرگراه ستاری، از جنوب به بزرگراه همت و از شرق به بزرگراه یادگار امام محدود میشود. مسیر دسترسی به کندر از طریق جاده چالوس است و فاصله روستای کندر تا تهران تنها حدود چهل کیلومتر است. ساعت 14:30 تیم همدان به قرارگاه رسید و ساعت 15:30 نیز قرارگاه را ترک کرد و تعدادی از بچه های تیم ما نیز بعد از آنها به قصد آوردن یک سری از وسایلی که کمبود داشتیم و برایمان تا پشت منطقه بهمن زده توسط آقای فرضی آورده شده بود رفتند.

ساعت 11:30 تیم ما به محل کشتی سنگ رسیده بود و ما احتمال میدادیم که شب به پناهگاه سرچال نرسیم بنابراین میبایست مسیر را ادامه میدادیم و حدود ساعت 4 محل مناسبی برای کمپ زدن پیدا میکردیم . به هر حال ما یک تیم بودیم و میبایست همه جوانب در نظر گرفته میشد و از آنجا که ما از کوه یاد گرفته ایم که همواره صبور باشیم تیم ما تصمیم به بازگشت گرفت و امیدواریم سال آینده قله سر بلند علم کوه برما منت گذاشته و پذ یرای جان های مشتاقمان باشد .چند عکس به یادگار گرفتیم و عزم بازگشت کردیم.

روز یک شنبه 94/12/2بچه ها با صدای زنگ گوشی هایشان بیدار شدند و به دلیل بارش شدید برف شب قبل تصمیم گرفتیم صعودمان را دو ساعت به تاخیر بیندازیم. آن روز تیم ما تا پاسی از شب بیدار بود و بچه ها مشغول گپ و گفت و برنامه ریزی و زمانبندی و صحبت از نحوه صعود و انتخاب نفرات تیم حمله به قله بودند ، ساعت 4 صبح بود که بچه ها یکی یکی برای خواب رفتند و بی خوابی شب های قبل از صعود این عادت همیشگی کوهنوردان دوباره جمع کوچک ما را بی خواب کرده بود .

ضمناً قهوه خانه های (مرحوم ) چراغ علی غلامی کرزانی که دارای اخلاق خوب و مردی مهربان بود در مسیر همین راه و در ابتدای تپه های مشهور به تخت رجب ساخته وسالها دوام و قوام داشت و تا همین اواخر پذیرای مسافرین جاده ابریشم و مردم خوب کرزان بود . اثرارزشمند و جاودانه تاریخ 2500ساله کرزان که حاصل سالها تلاش مستمراستاد غلامحسن سوری کرزانی می باشد با اندکی تلخیص درمتن آن وبا کسب اجازه ازمحضرایشان به تدریج جهت بهره برداری شماعزیزان دراین صفحه درج خواهد شد.

قسمتهایی از این راه هنوز در غرب کرزان باقی مانده که به راه ذغالی راه مشهور است .چرا ما کرزانی ها به این راه ذغالی راه می گوییم؟ سمت چپ مسیر غیر قابل صعود بود و ما با احتیاط تمام و گاهی جهت نبریدن بهمن مجبور به دور زدن آن از بالا می شدیم . از آنجایی که فردا روز صعود بود ساعت 22 همگی به خواب رفتیم و ساعت هایمان را برای بیدار شدن در ساعت 04:10 تنظیم کردیم . ای کاش هوا بسیار سرد بود و با یخ زدن لایه های برف میشد در تاریکی شب مسیر را ادامه داد و به پناهگاه رسید و یا اینکه با اطمینان از عدم وقوع بهمن در جایی کمپ برقرار کرد و فردا مسیر را ادامه داد .

11-گذاشتن چوب تری زیر بغل میت به نشانه اینکه تازمانی که این چوب تر است مرده از عذاب دوراست. مردم کردستان که در پاییز و زمستان قسمتهایی از جنگل ها را به منظور ذغال کردن چوب درختان جنگلی که اکثراًاز نوع ون- وزم-گوج – بلوط – گردو و… پنیر وپشم وپوست وکره نیز همراه داشتند به گوش میرسید .معلوم بود که کاروان ذغال فروشان در حال عبور هستند.می رفتند تا نزدیکی تپه چوغا که به علت راه عبوری مردم خرم رود که از گردنه اشتران و از املاک کرزان به تویسرکان می رسید آنجا قهوه خانه ای بود مشهور به قهوه خانه طاهر که اکنون حتی خرابه ای از آن باغی نیست ولی نامش دراذهان کشاورزان کرزان باقی است آنجا اتراق می کردند وصبحانه ای می خوردند و چهار پایان را تعلیف می کردند ومی رفتند واز راه گنجنامه حوالی ظهر به همدان میرسیدند.

بود به آتش می کشیدند وذغال باقیمانده را در همدان به فروش می رساندند.این مردم بی انصاف حتی از چال ذغال استفاده نمی کردند .جنگلی را به آتش می کشیدند یک صد گونی ذغال از آن حاصل می شد جنگل داری وجنگل بانی هم وجود نداشت. شنبه 94/12/01 ساعت 9 صبح بچه ها از خواب بیدار شدند و من هم که زودتر بیدار شده بودم از پشت پنجره اطاقی که در آن خوابیده بودم مشغول دیدن فضای برفی این ییلاق اینک دور افتاده بودم ، نشان هیچ رد پایی بر روی برف ها دیده نمی شد و گویی آن بهمن ناخوانده و در پی آن قطع ارتباط این ییلاق با رودبارک به آن آرامشی سنگین و عجیب داده بود .

وسایل اضافه ای که در قرارگاه ونداربن به امانت گذاشته بودیم را به کوله هایمان اضافه کردیم و به راه افتادیم.ساعت 21 به ماشین ها رسیدیم و به سمت رودبارک حرکت کردیم. هوا نسبت به دیروز گرمتر شده بود و ما با کم کردن لباس هایمان به سمت بالا در حرکت بودیم ، در ارتفاعات بالای سرمان هوا خراب بود و باد برف های شب گذشته را به بوران تبدیل میکرد و گاهی نیز باعت ریزش بهمن هایی میشد . ما تا منطقه کنگلک بالا آمده بودیم و این منطقه امن ترین جای اسکان قبل از پناهگاه سر چال بود و زدن کمپ در این منطقه نیز با خطر ریزش بهمن در تاریکی شب روبرو بود .

حوالی غروب بود که برف زیبایی شروع به باریدن کرد و این قرارگاه زیبا و ویلا های اطراف آن را در زیر انبوه برف بیشتری فرو برد بارش برف تا پاسی از شب ادامه داشت و ما شاهد مناظر بدیعی از بارش برف در زیر نور پروژکتور های قرارگاه بودیم . رودخانه پر آب و زیبایی که میگذرد و درختان بلند قامت بلوط آنجا را به یکی از جاذبه های گردشگری بهشت گونه تبدیل کرده. این موزه زیبا در باغی دلباز قرار گرفته که در هر چهار فصل سال زیبایی منحصر به فردی دارد. بررسی مقادیر شاخص TDS (ذرات جامد محلول در آب) در طول چهار دهه اخیر نشان­دهنده افزایش شدید این شاخص می­باشد.

دیدگاهتان را بنویسید